آرشیو موضوعی: روستای گلدشت(شهابیه)

امیر خلبان فریدون صمدی

photo_2016-08-31_10-14-45

امیر خلبان فریدون صمدی، متولد ۱۳۲۱، شهابیه، روستای قاسم آباد، فرمانده پایگاه نهم شکاری بندرعباس در زمان جنگ

?عکس از آلبوم فرید محسنی

 

photo_2016-08-31_10-15-17

تیمسار خلبان فریدون صمدی در حال گذراندن دوره خلبانی فانتوم اف ۵ در سال های دهه ۴۰، آمریکا

?عکس از آلبوم فرید محسنی

 

منبع: https://telegram.me/khomeynhistory

478 views

کارنامه سالمندان دبستان دولتی خسروانی شهابیه ۱۳۳۷

کارنامه قدیمی

فرهنگ خمین
? کارنامه کلاس اول سالمندان دبستان دولتی خسروانی روستای شهابیه، ۱۳۳۷

? با سپاس از علیرضا هاشمی

 

منبع: https://telegram.me/khomeynhistory

201 views

مالکان شهابیه در دهه ۲۰

مالکان شهابیه

مالکان شهابیه در دهه ۲۰

?عکس از آلبوم فریدون صمدی

 

افراد حاضر در عکس فوق از چپ ؛ میرزا فتح الله خان صمدی، دکتر خلخالی، قدس محلاتی، سرلشگر مرتضی خسروانی، شهاب خسروانی (که نام شهابیه اشاره به نام اوست)، کدخدا فضل الله متقی، علیجان ملک جانی، حبیبی، مرتضی متقی، ولی الله عاشوری، امیر امیری، اسدالله مشهدی غلامرضا.

?افراد ردیف عقب رانندگان و خدمتگزاران عمارت خسروانی (عمارت امیر مفخم) هستند.

?با سپاس از فرید محسنی

 

منبع: https://telegram.me/khomeynhistory

286 views

خاطرات ناصرالدین شاه قاجار از سفر به کمره – خمین

خاطرات ناصرالدین شاه قاجار از سفر به کمره در ۱۳۰۹ قمری

“امروز باید از محلات به اره (شهابیه امروزی) برویم.صبح برخاستیم …به کالسکه نشستیم افتادیم به راهی که به سمت غار آزادخانی می رفت و مسافت زیادی از میان کوه و تپه ها عبور کردیم…همه جا طرف دست راست رشته کوه های شکارگاه که اسب رو است امتداد داشت .فتح الله شکارچی را دیدم که میش در این کوههای دست چپ زده بود و عرض می کرد گور خر هم در اینجاها دیدیم.

قدری که رفتیم دیدیم با این باد و گرد و خاک نمی توان یکسر به منزل رفت. سوار اسب شده و یک دهی را از طرف دست چپ به مد نظر گرفته راندیم تا رسیدیم به آنجا. اسم این ده زبرقان است. یکی از سلطان های فوج کمره هم در اینجا منزل داردکه صاحب ملک و رعیت است. فوج کمره هم حالا مامور استر آباد( گرگان امروزی) است. اینجا هم دیگر جزو خاک کمره است.

زن و مرد زیادی از اهل ده ( زبرقان) ایستاده بودند. رعیت های اینجا خیلی معتبرند. زنها همه چادر چیت قرمز و چادرهای سیاه داشتند. خانه هایشان به وضع غریبی است. هم خانه دارند و هم باغ و قلعه معتبری دارند. خیلی آمدیم، به کنار نهر آبی که از قنات جاری بود فرمودیم آفتاب گردان ( چادر ، سایه بان) زدند و طناب هایش را به درخت بید بستند. باز باد خیلی شدت داشت، اما چون اطراف آفتاب گردان زراعت بود، گرد و خاک نبود. قنوات اینجا هم خیلی پرآب است. جای خوب باصفایی بود.قدری استراحت کرده، چای عصرانه خورده سوار کالسکه شده رفتیم به منزل؛ از زبرقان تا اره (شهابیه امروزی) که منزل است یک فرسنگ کمتر بود.

رسیدیم به اره (شهابیه امروزی) ، ده بسیار معتبری است. سید و ملا و رعیت زیادی از مرد و زن سر راه بودند. سراپرده و اردو را زیر دست ده زده بودند. باد هم قدری کج شده بود. در دست راست راه باز دو ده دیدیم که یکی را یمن و دیگر را شهرمیزان می گفتند. این جلگه کمره خیلی جلگه آباد و با صفای خوبی است. وارد سراپرده شدیم. سراپرده ما را کنار قناتی زده بودند که پنج سنگ آب داشت و جای خیلی باصفایی بود. هوای امشب خیلی سرد بود به طوری که توی آلاچیق هم سرد بود.

روز پنجشنبه، امروز باید به (روستای) چوگان برویم و سه فرسنگ و نیم راه است. صبح برخاستیم آمدیم بیرون، ظل السلطان (پسر شاه و حاکم اصفهان) و جناب امین السلطان دم در ایستاده بودند. ساعدالدوله سردار قشون عراق (اراک امروزی) هم، حاجی احمد خان یار احمدی چالان چولانی را که مرد معتبری است به حضور آورده بود که یکصد نفر سوار ابواب جمعی خودش را از اینجا به استر آباد( گرگان امروزی) ببرد… ما هم سوار کالسکه شده راندیم.قدری که رفتیم آدم ظل السلطان آمد عرض کرد این راه ،راه کالسکه نیست و برای بلدیت (راهنمایی) جلو افتاد و از راه دیگری که رو به شمال می رفت برگشته رفتیم. قدری که رفتیم “قلته” به فاصله پانصد زرع از دست چپ راه دیده شد.

از آنجا گذشته از دم ده “خوراوند” و بعد از ده “خوکان”عبور کردیم. بالاتر از خوکان پهلوی شبدرزاری به نهار افتادیم.ظل السلطان و امین السلطان در نهارگاه حاضر بودند. نهار خورده،بعد از نهار قدری استراحت کردیم و تا عصر همین جا بودیم.چای و عصرانه خورده دو ساعت به غروب مانده سوار کالسکه شده راندیم. از این جا تا منزل مسافت چندانی نبود.اول به ده “بلاورجان” رسیدیم که کالسکه از توی کوچه های این ده چون پیچ و خم داشت به زحمت عبور کرد. از این جا گذشته به ده رباط رسیدیم و بعد به چوگان که منزل است. این سه ده ردیف هم و نزدیک به یکدیگر واقعندکه هرسه تیول محمد هادی میرزا (پسر خاقان مغفور فتحعلیشاه) است. خیلی دهات خوب و با صفایی است.مارهای قرمز بزرگ و جانورهای مختلف در این جا داشت، اما الحمدلله به کسی اذیتی نرساند.

به قدر یک سنگ آب از ده چنار که نیم فرسنگ بالاتر از اینجاست جوی کنده به به سراپرده آورده بودند که آبی از سراپرده ما می گذشت آب چنار بود … امشب هوا از سردی مثل زمستان بود، به طوری که خز پوشیدیم. مهتاب خوبی بود… حالا فصل گل زرد و ابتدای گل سرخ اینجاست و خیلی هم زیاد است.

… ظل السلطان آمد به حضور و مرخص شد که به اصفهان مراجعت کند و امشب هم می رود  به خمین (دارالحکومه کمره) که از آنجا به اصفهان برود.

بعد سوار کالسکه شدیم راندیم. قدری که رفتیم، دست چپ، به فاصله کمی سه ده بود. ماهورزان، زنجیرک و نصیر آباد. از آنها گذشتیم، انجدان در شمال اینجا واقع است… زنبق و گلهای اول بهاری که در جاهای دیگر حالا خشک و تمام شده، اینجا الحال وقت وفور آن است. آهوی زیادی هم دارد. بره آهو هم اهل اردو خیلی گرفته اند … ما هم سوار کالسکه شده راندیم رو به جنوب و مغرب، راه دور و درازی بود، همه دره و ماهور، اما سبز و خرم و پرگل.

 

منبع: https://telegram.me/khomeynhistory

414 views

اعراب بنی اسد ساکن اره (شهابیه)

اعراب بنی اسد

اعراب بنی اسد ساکن اره (شهابیه)، میرزا محمد علی، میرزا ابوالقاسم،ملا علی یار، آخوند ملا حسین و… در فهرست  مالیاتی حکومت کمره (۱۳۱۴ قمری)

 

منبع:

https://telegram.me/khomeynhistory

 

مطالب پر بازدید:

گوردخمه روستای سرکوبه خمین

راهنمای بازدید از سنگ نگاره های تیمره

سنگ نگاره های دره توت روستای چهار طاق

سنگ نگاره های رباط مراد

سنگ نگاره های آشمسیان

تیمره کجاست؟

304 views